سریال نون خ

فصل اول

این سریال، داستانی اجتماعی و آمیخته با طنز دارد. نورالدین خانزاده (سعید آقاخانی) صاحب یک کارگاه فرآوری تخمهٔ آفتاب‌گردان است. او ۴ دختر و یک نوه دارد. کشاورزان هم‌محلی نورالدین، محصول تخمهٔ آفتاب‌گردان خود را به نورالدین فروخته‌اند. نورالدین این محصول را به شخصی ساکن تهران به نام میرزایی فروخته است تا او این محصولات را در کشور ترکیه به فروش برساند. در همین حین، خبر می‌رسد که میرزایی از دنیا رفته است و کشاورزان که از این خبر مطلع می‌شوند هر یک به نحوی سعی می‌کنند تا پول محصولاتی را که به نورالدین خانزاده فروخته‌اند، از او بگیرند.

فصل دوم

فصل دوم در ۱۷ قسمت ۵۰ دقیقه ای ساخته شد. داستان این فصل از جایی شروع شد که نورالدین در حال پرداخت بدهی‌هایش است. ماجرایی که با مرگ مه لقاخانم همراه می‌شود. بعد از این هم در طول داستان شاهد بخشی از جریان زلزله‌های معروف غرب کشور بودیم، ماجرایی که باعث شد اهالی روستا تا امن تر شدن اوضاع به صحرا بروند و مدتی آنجا زندگی کنند. در این جابه جایی و فضای تازه هم هر روز اتفاقات جدیدی رخ می‌داد، مواردی که در ابعاد کوچک و با طنز تلخی که در آنها وجود داشت، بخشی از مسائلی که حادثه دیده‌های غرب کشور پشت سر گذاشتند را منعکس کرد.

فصل سوم

داستان این مجموعه با ازدواج شیرین، دختر نورالدین شروع می‌شود که در حین آن داماد ناپدید می‌شود. در این میان شوهر خواهر نورالدین خانزاده، بهادر خان، به یک معدن طلا دست پیدا می‌کند و سعی می‌کند کسی از این قضیه مطلع نشود؛ ولی در ادامه با ورود اهالی روستا از جمله کیوان، سلمان و سیروس به ماجرای معدن، این داستان شکل دیگری به خود می‌گیرد. تلاش اهالی روستا برای استخراج طلا از معدن، رقابت فریبرز و سلمان برای ازدواج با شیرین، واریز پولی هنگفت از سوی پدر نازنین به حساب نورالدین و ورود آب قنات روستا به معدن در پی انفجار دینامیت از ماجراهایی هستند که داستان اصلی این مجموعه را شکل می‌دهند.

فصل چهارم

در فصل چهارم مجموعهٔ نون خ، گاو و گوسفندان روستاییان با حمله گرگ‌ها تار و مار می‌شوند و بزرگان ده برای تغییر شرایط شکار گرگ‌ها را پیشنهاد می‌کنند اما خودشان به دلایلی موفق به شکار نمی‌شوند و به همین خاطر تصمیم به استخدام شکارچی از ده بالا می‌گیرند، با این کار اختلافات قدیمی بین دو روستا سرباز کرده و ماجراهای جذابی شروع می‌شود.

فصل پنجم

  1. در این قسمت شیرین و سلمان راهی ماه عسل هستند. از طرفی نوالدین و اهالی در راه کرمان هستند تا صنایع دستی خود را به آنجا ببرند. در میان راه خلیل و مهیار هم شاهین گران‌قیمتی را برای فروش غیرقانونی حمل می‌کنند. شاهین در میان راه از دست آنها فرار می‌کند.
  2. خلیل و مهیار متوجه می‌شوند پرنده پیش دختر ادریس سپهری ، باوان سپهری ، هست و به سمت مینی بوس اهالی حرکت می‌کنند. پرنده گران‌قیمت مریض می‌شود و همگی نزدیکی کرمان آن را پیش یک دامپزشک معتاد کرمانی می‌برند.
فصلقسمت هاتاریخ اصلی روی آنتن رفتن
اولین بارآخرین بارشبکه
1151 فروردین 139816 فروردین 1398شبکه یک
21422 فروردین 13996 اردیبهشت 1399
31630 اسفند 139917 فروردین 1400
4211 فروردین 14026 اردیبهشت 1402
52415 فرودین 140317 اردیبهشت 1403