فیلم کافه
یک رویای ناگهانی و پرالتهاب از اعماق فیلمشناسی کیشلوفسکی بیرون میآید و کارگردان ایرانی نگونبخت، سهراب، را بیدار میکند؛ کسی که ساخت فیلم برایش ممنوع شده و روزهایش را در یک کافه محلی میگذراند. اما درخواست یک زن جوان برای ارائه اجرای خود در کافه، مشکلات جدیدی را به همراه میآورد؛ هم برای ازدواج از پیش آشفتهاش و هم برای روابط متشنجش با مقامات، که به او فشار میآورند تا اگر میخواهد از این وضعیت خلاص شود، اطلاعات «بسیار مهمی» را در اختیارشان بگذارد
دیدگاه های کاربران